| 1 |
راستي هيبت اللهي يا ميخواهي منو بترسوني ؟! |
| 2 |
راه دزد زده تا چهل روز امنه ! |
| 3 |
راه دويده، كفش دريده ! |
| 4 |
رحمت بكفن دزد اولي ! |
| 5 |
رخت دو جاري را در يك طشت نميشه شست ! |
| 6 |
رستم است و يكدست اسلحه ! |
| 7 |
رستم در حمام است ! |
| 8 |
رستم صولت و افندي پيزي ! |
| 9 |
رسيده بود بلايي ولي به خير گذشت . ( نريخت درد مي و محتسب دير گذشت ... ) ( آصفي هروي ) |
| 10 |
رطب خورده كي منع رطب چون كند ! |
| 11 |
رفت زير ابروش را برداره چشمش را هم كور كرد ! |
| 12 |
رفت به نان برسه بجان رسيد ! |
| 13 |
رفتم ثواب كنم كباب شدم ! |
| 14 |
رفتم خونه خاله دلم واشه ، خاله خسبيد دلم پوسيد ! |
| 15 |
رفتم شهر كورها ، ديدم همه كور، منهم كور ! |
| 16 |
رقاصه نميتونست برقصه ميگفت زمين كجه ! |
| 17 |
رنگم ببين و حالمو نپرس ! |
| 18 |
روبرو خاله و پشت سر چاله ! |
| 19 |
روده بزرگه روده كوچيكه رو خورد ! |
| 20 |
روز از نو، روزي از نو ! |
| 21 |
روز گار آئينه را محتاج خاكستر كند ! |
| 22 |
روزگار است اينكه گه عزت دهد و گه خوار دارد --- چرخ بازيگر از اين بازيچه ها بسيار دارد .( قائم مقام فراهاني ) |
| 23 |
روزه خوردنشو ديدم، ولي نماز كردنش را نديده ام ! |
| 24 |
روزي به قدمه ! |
| 25 |
روزي گريه دست زن شلخته است ! |
| 26 |
روضه خوان پشمه چال است ! |
| 27 |
روغن روي روغن ميره ، بلغور، خشك ميمونه ! |
| 28 |
رو مسخرگي پيشه كن و مطربي آموز --- تا داد خود از كهتر و مهتر بستاني . ( عبيد زاكاني ) |
| 29 |
روي گدا سياهه ولي كيسه اش پره ! |
| 30 |
ريسمان سوخت و كجيش بيرون نرفت ! |
| 31 |
ريش و قيچي هر دو در دست شماست ! |